تبليغاتX
سائلان اهل بیت علیهم السلام


قبل از رحلت و در آغاز بیماری حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه ) گمانه زنی ها در مورد جانشین ایشان و رهبری دولت اسلامی آغاز شد.

عده ای که نمی توانستند طرفند شکست خورده خود را (که همان علم کردن آقای منتظری بود) بپذیرند ، سعی در مطرح نمودن افراد دیگری نمودند ، که در راس آنان آقایان سید محمد موسوی خوئینی ها (دادستان کل کشور) و  موسوی اردبیلی (رئیس دیوان عالی کشور) و صانعی (دادستان پیشین )بودند.

اما در سوی دیگر و در اذهان عمومی (داخلی و بین المللی ) نام سه نفر بیش از بقیه به چشم می خورد و تقریبا همگی معتقد بودند که بعد از امام یکی از این آقایان یعنی 1- حضرت آیت الله خامنه ای (مدظلله ) 2- حضرت حجت الاسلام سید احمد خمینی(ره) و یا 3- حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی زعامت امور را به دست خواهند گرفت. 

گروه اول هم زمان با کنار گذاشته شدن منتظری ، با این برهان که ولی فقیه باید مرجع باشد بسیار سعی کردند که اذهان عمومی را به سه نفر مذکور (خوئینی ها ، موسوی اردبیلی و صانعی ) سوق دهند ، اما امام با جدا نمودن بحث مرجعیت از رهبری آخرین تیر ترکش آنان را نیز خنثی نمود.

با وجود این باز هم تلاش برای ایجاد پایگاه برای آنان در میان جامعه و خبرگان از بین نرفت.

بعد از فوت امام (ره) و بحث برای جانشینی ، طبق پیش بینی عموم نظر خبرگان نیز روی سه نفر دوم معطوف شد که در نهایت خبرگان به حول قوه الهی با انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به رهبری بهترین تصمیم را گرفتند.

بعد از رهبری ایشان ، چشم امید تمامی مخالفان به سوی مراجع قم (به خصوص  آیات اعظام مرعشی نجفی ، گلپایگانی ، اراکی ، بهاءالدینی و ... که هر کدام حداقل 40 سال از آیت الله خامنه ای بزرگتر بودند) بود ، که آنها با مخالفت خود پایه های رهبری ایشان را سست کنند .

ولی این با هم خواست خدا مغایر با دنیا پرستی و دنیا دوستی آنان بود به طوری که علاوه بر اینکه تمامی مراجع  یک به یک به رهبر معظم انقلاب تبریک گفته و برای او آرزوی موفقیت کردند ، موسوی اردبیلی و صانعی نیز تبریک گفته و به شدت از ایشان دفاع کردند .و این تخم نفاق و کینه ای را در دل آنان کاشت و به آتشی زیر خاکستر تبدیل شد.

به طوری که تا زمان حیات مراجع سکوت را اختیار کردند و پس از رحلت آیات اعظام مرعشی نجفی ، گلپایگانی ،اراکی و بهاءالدینی (که به علت جایگاه والایشان و حمایت بی دریغشان از مقام معظم رهبری کسی به خود جرات اهانت و یا ضربه زدن به رهبری را نمی داد) آنان اولین نیرنگ خود را با آماده ساختن منتظری برای جسارت به رهبری عملی ساختند و بالاخره بعد از سکوتی 8 ساله مخالفت خود را به طور عملی نشان دادند و این شد که آتش خود را روشن کردند.....

((پایان قسمت اول))

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388;ساعت 13:5;  توسط عبد الزهرا;  | 

خجسته میلاد موفور السرور سلطان سریر ارتضا  عالم ال محمد(ص) شمس الشموس 

انیس النفوس  امام الرئوف اباالحسن امام علی ابن موسی الرضاالمرتضی(علیه السلام)

بر ساحت مقدس قطب عالم امکان بقیه الله الاعظم امام زمان(عج) ،مقام معظم رهبری

وتمامی شیعیان و محبان آن امام همام مبارک باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388;ساعت 9:32;  توسط عبد الزهرا;  | 



بسمه تعالی

ای رهبر آزاده ، آماده ایم آماده


بیایید تاریخ را با هم ورق بزنیم.......

1-  زمان رحلت پیامبر مردم دنبال چه بودند ؟ دنبال دنیا پرستی و مال اندوزی

آن دو لعین ازل و ابد هم که رفته بودند برای ............

اما امیرالمومنین چه ؟؟؟؟

چه کسی می توانست غیر از حزن و اندوه از دست دادن (ظاهری ) رسول گرامی اسلام ، در وجود او چیز دیگری ببیند؟؟؟

بعد از سقیفه و بنیان نهادن فتنه و آغاز شرارت های هستی ، امام علی (علیه السلام) چه کرد ؟

مردم از که روی گردان شدند ؟ نمی گویم یار پیامبر ، نمی گویم اسد الله ، نمی گویم عین الله بلکه فقط میگویم از علی

اما آیا مقداد و سلمان و اباذر و عمار را میشد فریب داد ؟؟؟؟

نه چرا که آنها پیرو راستین پیامبر بودند و لحظه ای هم دین خود را به دنیا نمی فروختند!!!!

بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم ) هر کسی حاضر به پذیرش و پیروی از وصی و خلیفه بعد از او یعنی امام علی (علیه السلام) نشد.

2- زمان امام حسین (علیه السلام) را چه خوانده اید؟

با سفیر او مسلم چه کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جز اینکه بعد از خالی نمودن پشتت ،پیکر مطهر و بی سرش به بازار قصابان فرستادند و بعد هم بر سر دروازه آویختند؟؟؟

از همان کارشان میشد دریافت چه برنامه ای با امام زمانشان دارند و دیدیم که چه کردند !!!!

وحتی به پیکر مطهر و بی سر اربابمان حسین ابن علی (علیه السلام) هم رحم نکردند......


کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

امروز دوباره همان تاریخ در حال تکرار است و بعد از رحلت امام و این باربه مدد الهی عدم توانایی سقیفه ای ها در به قدرت رساندن ابوبکر و عمر ها ، ردای ولایت و رهبری بر قامت علی زمان، وجود پر برکت مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای قرار گرفت و توطئه در نطفه خفه شد.

سلمان ها و مقداد ها و عمارها و اباذر ها نظیر مرحوم آیات اعظام مرعشی نجفی و گلپایگانی و اراکی و بهاءالدینی و فاضل لنکرانی و بهجت ومشکینی و تبریری (رحمة الله علیهم اجمعین)) و یا آیات اعظام جوادی آملی و حسن زاده آملی و مصباح و صافی گلپایگانی و مکارم و.......  با آنکه اکثرا از شخص رهبر معظم انقلاب بزرگتر بودند ، ولی به علت عدم تعلق خاطر به این دنیای مادی و نیز پیروی از دستورات خدا و اسلام وامامشان عاشقانه از مقام عظمای ولایت دفاع کرده و به او تبریک گفتند.وتا آخرین لحظه ی زتدگی شان همچون سربازی مطیع در کنار رهبری ماندند.

ولی این بار آن ابابکر و عمرها طرفندی دیگر را در پیش گرفتند و بعد از سکوتی نسبتا طولانی و بعد از رحلت حامیان رهبری در حالی که به زعم خودشان پشت رهبری را خالی میدند ، وارد میدان عمل شدند و سعی در ملتهب نمودن فضای جامعه کردند ، غافل از اینکه علی هیچ گاه متکی به یارانش نبود بلکه تکیه گاه اصلی او خدا بود ، بله خدا ،خدا و خدا....

 

 

امروزه همان مدعیان پیروی از خط امام و یا به عبارت بهتر (اصلاح طلبان) میگویند ما خواهان اسلام سبز و جامعه ای آرمانی هستیم تا اینکه مولا و صاحبمان امام زمان (عج) بیاید .

اما یکی نیست به اینها بگوید شما با سفیر امام زمان و جانشین امام خمینی چه کردید؟ آیا او را لحظه ای آسوده گذاشتید ؟؟

چرا برای او جوی را درست کردید که مانند جدش غریبش امیرالمومنین (ع) آرزوی شهادت و رفتن از بین شما را بکند؟

شما چگونه دم از عشق و پیروی حسین (علیه السلام میزنید، در حالی که مسلم او را در کوفه تنها گذاشته اید!!!

نه آقایان این راهش نیست ، کمی به خودتان بیایید .......

آیا شیعه بودن جز پیروی از دستورات علی است؟؟؟؟؟؟

حال که امام عصر در ورای پرده هستند شایسته نیست مطیع امر نایب و جانشینش باشیم ؟؟؟

شما با سفیر و نایب امامتان چه کردید؟! که حالا مدعی هستید اگر امام زمان (عج ) بیاید دنباله روی او خواهیم بود!!!!!!

مطمئن باشید راهی را که زمان ظهور ولی عصر (ارواحنا فداه) در پیش خواهید گرفت بهتر از سقیفه ای ها و کوفی ها نیست ،

چرا که

                               حب الدنیا راس کل الخطیئة

 

درست است که ما در حد عمار ها و اباذر ها و مقداد ها و سلمان ها نیستیم اما در حد خودمان میگوییم که

ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند

خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388;ساعت 9:36;  توسط عبد الزهرا;  | 

یکي از مهمترين جریانهای دشمن با اسلام راستين که از زمان ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان تا به امروز دست از عداوت و دشمني بر نداشته است، جريان نفاق است. منافقين با گسترش اسلام، آرام آرام در ساختار جامعه اسلامی رسوخ کرده و بر قدرت خويش افزودند تا اینکه با شکل‌گيري اولين حکومت اسلامي در مدينه النبي، به عنوان مهمترين تهديد داخلي در برابر اسلام قد علم کردند.

اهمیت خطر آنها به گونه ای بود که خداوند متعال طی آیات مختلفی به پیامبر اکرم(ص) این خطر را یادآور می شود.آيات متعددي از آخرين سورهای نازل شده به تحليل وضعيت منافقين و نشانه های آنها اختصاص دارد که سوره بقره، نساء، احزاب، توبه و ... از آن جمله‌اند.

 اخیرا که بحث دعای کمیل و سوءاستفاده جریان نفاق جدید از این مراسم مطرح است، بازخوانی شناخت نفاق خالی از فایده نیست.

 منافق کیست؟

منافق در ابتداي سوره بقره به عنوان كسي كه به زبان چيزي را مي‌گويد كه در دل اعتقادی به آن ندارد، معرفي شده است. منافق در عرف به انسان "دو چهره" و "دو رو" يا به انساني كه زبانش با دلش يك‌سو  نباشد گفته شده است. اما كمتر توجه شده كه ريشه اصطلاح منافق چه بوده كه به انسان دو رو منافق گفته شده است؟

معادل عربي اصطلاح "دو رو" «ذو وجهين» است، ولي به منافق ذو وجهين گفته نشده و قرآن از كلمه منافق استفاده كرده است؛ لذا ريشه اين اصطلاح را در جاي ديگر بايد جستجو نمود.

"نفق" به معني شكاف است. نفقه و انفاق عاملي است كه شكاف‌هاي اقتصادي موجود در جامعه  را پر كند به همين جهت به آن انفاق می گویند. يعني كسي كه در راه خدا انفاق مي‌كند، مي‌خواهد آن فاصله‌هاي طبقاتي و شكاف‌هايي كه به وجود آمده و به سبب آن عده ای فقير شده اند را از بين ببرد و برابري اقتصادي – اجتماعي برقرار نمايد.(عینی زاده، محمد"شاخصه خط نفاق در قرآن"صبح صادق،ش410)

اصطلاح "منافق" به عكس بيشتر در مسايل سياسي و اجتماعي مطرح است و كسي است كه در جامعه شكاف ايجاد مي‌كند؛ بنابراين منافق به صرف "دو رو" بودنش متصف به ويژگي "نفاق" نمي‌شود، منافق زماني منافق مي‌شود كه در صدد ايجاد شكاف و تزلزل در جامعه باشد و بخواهد آن انسجامي كه در جامعه وجود دارد را برهم بزند. بنابراين اصطلاح منافق يك اصطلاح كاملاً سياسي و اجتماعي است نه يك اصطلاح شخصي و عبادي.

رمز موفقيت فرد منافق در جامعه اسلامي بي شک دو رويي و تزوير است؛ چرا که در جامعه اسلامي، مسلمانان نمی پذیرند که کسي آموزه هاي اسلامي و شعائر ديني را با صراحت زير سوال ببرد. در اين صورت چنين فردي پايگاه اجتماعي خود را از دست داده و مطرود خواهد شد؛ بنابراین جهت باز کردن جای پا نقاب اسلام بر چهره زده و ادعاها و شعارهاي اسلامي سر مي دهد و از اصلاح اجتماعی سخن مي‌گويد در حالي که حقیقتاً اعتقادي بدان ندارد.

حضرت آيت الله العظمی خامنه‌اي در اين‌باره مي‌فرمايد: «منافق؛ يعني كسي كه ادعاي چيزي را مي‌كند، وعده‌ي چيزي را مي‌دهد، پرچم چيزي را بلند مي‌كند؛ اما در رفتار خود، در عمل خود و در راه خود، ملتزم و پايبند به آن چيز نيست. يك چيز ديگر، يك راه ديگر و يك عمل ديگر بر رفتار و گفتار او حاكم است؛ اين مي‌شود منافق»(30/6/81)

خط نفاق مقابل خط ولایت

خط نفاق اساساً خطي است كه در مقابل جريان رهبري اسلام ايستاده است. این مساله در صدر اسلام مصداق خود را پیدا کرد و قرآن کریم در آیات متعددی افرادی از مسلمانان که در مقابل پيامبر(ص) ایستادگی می کردند را با عنوان منافق یاد نمود. اهمیت این مساله تا جایی بود که خداوند متعال سوره «منافقون» را جهت شناسایی این جریان بر پیامبر اکرم (ص) نازل فرمود. بر اساس آیات قرآن منافقین کافر بوده و کفر آنها تا جایی است که خداوند در آیه 6 سوره منافقون خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:« ای رسول تو از خدا بر آنان آمرزش بخواهی یا نخواهی یکسان است خدا هرگز آنها را نمی بخشد همانا قوم نابکار فاسق را خدا هیچوقت هدایت نخواهد کرد.»

در سوره نساء آيه 115 نیز مطالبی ذکر شده است که گناه ایجاد اختلاف در جامعه اسلامی که منافقین آن را دنبال می کنند، ذکر می کند. طبق آیه «و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدي» بعد از آن كه رسول يعني رهبري جهان اسلام آمد و مسائل را روشن كرد، اگر كسي با رسول يعني با رهبري جامعه اسلامی مخالفت كند، «و يتبع غير سبيل المومنين» و در برابر راهي كه سبيل مؤمنين است،يعني آن راهي را كه رسول و رهبري نشان داده، بايستد، «نوله ما تولي» چنين كسي خط ولايت خود را تغيير داده و ولي‌اي غير ولي‌اي كه خدا تعيين كرده برگزيده است. قرآن کریم در ادامه مي‌فرمايد: چنين كسي كه «يشاقق ‌الرسول» در برابر رسول بايستد ما او را به همان ولي‌اي كه خودش برگزيده واگذارش مي‌كنيم!  يعني كسي كه در برابر رسول ايستاد، او خطش را از رسول جدا كرده و حالا كه جدا كرده ولي ديگري برگزيده است!

 مسجد ضرار؛ پایگاه جریان نفاق

ايستادگي خط نفاق در برابر رهبري و تلاش براي ايجاد انشقاق در جامعه اسلامي در صدر اسلام وارد مرحله عملیاتی خود شد ومنافقین جهت طراحی وایجاد خط وجبهه ای جدید در برابر جبهه مسلمانان اقدام به تاسیس مسجدی کردند تا بتوانند فعالیت های تخریبی خود علیه حکومت اسلامی پیامبر را سازماندهی کنند. این فتنه که در قالب یک اقدام دینی دنبال شد با قاطعیت از سوی پیامبر اعظم سرکوب گردید. حضرت رسول این مسجد را "مسجد ضرار" نامیده وآن را تخریب کردند.

حضرت آيت الله العظمی خامنه‌اي در نقل ماجراي مسجد ضرار مي فرمايند: «در قضيه‌ي مسجد ضرار، اينها رفتند مركزي درست كردند؛ با خارج از نظام اسلامي - يعني با كسي كه در منطقه‌ي روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار كردند و مقدّمه‌سازي كردند تا از روم عليه پيغمبر لشكر بكشند. در اين‌جا پيغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدي را كه ساخته بودند، ويران كرد و سوزاند. فرمود اين مسجد، مسجد نيست؛ اين‌جا محلّ توطئه عليه مسجد و عليه نام خدا و عليه مردم است.»(28/2/80)

مسجد ضرار نماد سوء استفاد از شعائر اسلامي

طبق تاریخ اسلام و بر اساس آیات قرآنی مسجد ضرار را نماد سوء استفاده خط نفاق از شعائر اسلامي باید دانست. پنهان شدن در پس نمادهاي مذهبي و آراستن چهره حقيقي به آداب و شعائر اسلامي مهمترين ترفند تبليغاتي است که همواره خط نفاق از آن براي فريب افکار عمومي بهره جسته است.

در حوادث اتفاق افتاده به بهانه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، رفتارها و برنامه هایی از سوی جریان اصلاح طلب و سربازان آشوب طلب آنها به نمایش گذاشته شد که به روشنی در چارچوب نفاق، ایجاد شکاف در جامعه اسلامی و به وجود آوردن خط وجبهه ای جدید در مقابل جبهه انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دانست. در این  اقدام بهره‌برداري از نمادها و شعائر اسلامي به يکي از مهمترين ابزار به کار گرفته شده توسط اتاق فکر اين جريان تبدیل شد. جريان نفاق و دشمنان انقلاب اسلامي تلاش نمودند تا با ايجاد جرياني بدلي از نهضت اسلامي، سناريوي براندازي خود را به شعائر اسلامي مزين نمايند و حتي "فتنه سبز" را حرکتي مبتني بر الگوي نهضت حضرت امام جلوه دهند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيانات مهم‌شان در مراسم تنفيذ از اين سناريوي پيچيده چنين پرده بر مي‌دارند: «دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربه‏اي اندوخته‏اند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. ... خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمي در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، مي‌توانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامي ضربه بزنند. اين تجربه براي دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامي با اين حرفها شكست نخواهد خورد... اين ملت، ملت با ايماني است؛ ملت هوشياري است؛ ملت بااستعدادي است. با مسجد ضرار نمي‌شود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونه‏هائي را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(توبه: 107) با تقليد از رهبر عزيز و عظيم‏الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همه‏ي وجود غرق در قرآن بود، نمي‌شود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاي ما آگاهند. اين تجربه‏اي است براي دشمن.»(12/5/88)

در بررسي اجمالي اين حوادث موارد زير را مي‌‌توان نمونه‌اي از موارد سوء استفاده اين جريان از شعائر اسلامي - انقلابي دانست:

1-استفاده از رنگ سبز به عنوان نماد و رنگ اهل بيت(ع)؛

2-ادعاي اخلاق‌گرايي و پايبندي به اصول اخلاقي؛

3-ادعاي خط امام و تبعيت و پيروي از آرمان‌ها و انديشه‌هاي حضرت امام(ره)؛

4-معرفي کانديداي مورد نظر به عنوان نخست وزير دوران دفاع مقدس، نخست وزير امام(ره) و ...؛

5-سردادن شبانه شعار الله اکبر؛

6-حضور در نمازجمعه و اقامت نماز به امامت شخصيتي همسو با اين جريان سياسي؛

7-برگزاري دعاي کميل و ديگر مراسم مذهبي؛

8-تلاش براي همراه نمودن خانواده‌هاي معظم شهداء؛

9-تلاش براي نزديک شدن به مراجع عظام تقليد و همراه نمودن ايشان؛

10-شهيد خواندن کشتگان اخير اغتشاشات و برگزاري مراسم سوگواري براي آنها

11- سردادن شعارهاي دوران انقلاب اسلامي.

اين همه در حالي است که مهمترين نماد پايبندي به اسلام و تعلق خاطر به حاکميت اسلامي که حمايت و تبعيت از فرامين و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي است  به هيچ وجه در رفتار و گفتار سياسي سران اين جريان در چندين ماه قبل و بعد از برگزاري انتخابات مشاهده نشده است. موسوي حتي در يک مورد نيز حاضر نشد نسبت به جايگاه ولايت فقيه و رهبري معظم انقلاب اسلامي و تاثير آن بر اداره کشور سخني بر زبان آورد. و اين درست همان ترفندي است که درباره خط نفاق گفته شد، چرا که خط نفاق تلاش دارد تا با ايستادگي در برابر رهبري، در جامعه اسلامي اختلاف و شکاف ايجاد نمايد و براي موفقيت در اين امر از نمادهاي اسلامي بهره مي‌گيرد.

اقدامات متعدد ديگري از سران اين فتنه سبز در اين ايام مشاهده شده است که حرکت در مسيرنفاق‌گونه را بیشتر تداعي مي‌کند. نفي حاکميت قانون و حرکت در مسير بي‌قانوني، بي‌اعتبار سازي تمامي نهادهاي قانوني برگزار کننده انتخابات، بزرگنمايي و علم نمودن چهره‌هاي مطرود انقلاب همچون منتظري براي زير سوال بردن نظام، نمونه‌اي از اقدامات است. و جالب است که شاهد نوعي يکپارچگي و هم قسم شدن سران پشت صحنه اين حوادث براي انجام این عملیات هستیم.

هر چه زمان مي‌گذرد چهره واقعي خط نفاق که مدتهاست در درون نظام سياسي کشور رخنه کرده اند آشکار مي‌گردد. حکيم بزرگ انقلاب اسلامي سال‌ها پيش بعد از ماجراي حضور برخي از تئوريسين هاي "فتنه سبز" امروز در کنفرانس ننگين برلين و در اوج فعاليت‌هاي فتنه انگيز قلم بدستان مزدور اين جريان در مطبوعات زنجيره‌اي، در ديدار با جوانان غيور ايران زمين در مصلاي بزرگ تهران، نسبت به خطر فعاليت منافقين در درون ساختار سياسي کشور چنين هشدار داده بود:

«عزيزان من! اگر ما در داخل متحد و منسجم باشيم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صميمي باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجي هيچ تأثير سوئي نمي‌تواند بگذارد و هيچ اقدامي نمي‌تواند بكند؛ اما متأسفانه در داخل، ايادي دشمن هستند. امروز در اين كشور «عبدالله‌بن‌ابي»هاي منافق هستند؛ كساني كه حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند! در زمان پيامبر، يكي از منافقان بسيار فعال، «عبدالله‌بن‌ابي» بود كه با يهودي‌ها و كفار قريش و جاسوس‌هاي امپراتوري روم مي‌ساخت و از هر وسيله‌اي استفاده مي‌كرد، براي اين‌كه شايد بتواند حكومت پيامبر را از بين ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آن‌كه پيامبر به مدينه بيايد، او تصور مي‌كرد كه در آينده، رئيس و حاكم و پادشاه مدينه خواهد شد! پيامبر در واقع مقام او را از او سلب كرده بود. امروز در اين كشور «عبدالله‌بن‌ابي»هايي هستند؛ كساني كه خيال مي‌كردند اگر انقلابي در اين كشور رخ دهد، حكومت وقف آنها و متعلق به آنهاست. كساني كه نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات ديني را قبول داشتند. پيامبر با «عبدالله‌بن‌ابي» خوشرفتاري كرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامي هم با اينها خوشرفتاري كرد و به مجازاتشان نپرداخت. اينها امروز به برخي از پديده‌هايي كه دست دشمن در آنهاست، مي‌نگرند؛ خيال مي‌كنند فرصتي پيدا كرده‌اند كه به نظام اسلامي ضربه بزنند. فعاليتهاي منافقانه‌ي خودشان را مي‌كنند، به اين اميد كه بين مسؤولان اختلاف باشد؛ به اين اميد كه بين مردم اختلاف باشد؛ به اين اميد كه جوانان رابطه‌شان را با نظام اسلامي قطع كنند؛ به اين اميد كه جوانان با دين قهر كنند!

عزيزان من! هدف اصلي دشمنان - چه دشمنان خارجي، چه دشمنان دورو و منافق داخلي - عبارت است از نفي حكومت ديني و حكومت اسلام. اصل قضيه براي اينها اين است و به كمتر از اين هم راضي نيستند. اينها مي‌دانند تا وقتي كه قدرت در دست دين و احكام ديني است، تا وقتي‌كه مقررات مجلس شوراي اسلامي بايد طبق دين باشد، تا وقتي اين قانون اساسي هست - كه اين قانون اساسي منطبق بر دين است - در اين كشور نمي‌توانند كاري بكنند. تا وقتي مسؤولان كشور به مباني دين و اسلام و فقاهت پايبندند، اينها كاري نمي‌توانند بكنند. مي‌خواهند اين پايبندي را از بين ببرند؛ هدف اين است. مي‌خواهند همان تجربه‌اي را كه در صدر اسلام به‌وجود آمد، دوباره تكرار كنند.»(1/2/79)

متاسفانه امروز شاهد آن بوديم که "عبدالله‌بن‌ابي‌هاي منافق" همانهايي که به تعبير رهبري انقلاب "حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند" ستادهاي انتخاباتي جبهه دوم خرداد را جولانگاه خود قرار داده بودند، و به عنوان سربازان کودتاي مخملين نقش آفريني کردند و اکنون نیز از ابزار دینی جلسات مذهبی هم چون مراسم دعای کمیل (!) برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.

امروز بر همه مومنين و معتقدين نظام اسلامي است که با افزايش بصيرت خط خود را از اين منافقين ديروز و امروز جدا ساخته و با توجه به رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي، اين فتنه ايجاد شده توسط جريان تفرقه افکن را بطور کامل ناکام بگذارند.

((رجا نیوز))

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388;ساعت 15:39;  توسط عبد الزهرا;  | 

به دنبال تحرکاتی که موسوی خوئینی ها (مرد خاکستری) جناح اصلاحات انجام داد و به تدرج برای عموم مشخص شد که وی شخص اول و مرکز قدرت و مرجع تصمیم گیری ها و اغتشاشات اخیر است ،و بعد از آن نیز انتقاد دلسوزان و بزرگان نظام از او شروع شد ،مجمع روحانيون مبارز پس از 20سال سكوت در برابر شبيخون فرهنگي- سياسي دشمن و انفعال و انحلال تدريجي در برابر اين جريان، نسبت به تكرار مشروطه هشدار داد.
به دنبال اعتراض هاي رسانه اي نسبت به نقش پنهان موسوي خوئيني (عضو مركزيت مجمع) در برخي تحركات ساختارشكنانه و از جمله تشنجات پس از انتخابات، مجمع روحانيون با صدور بيانيه اي به دفاع از نامبرده و انتشار سوابق وي پرداخت.مجمع به شيوه مغالطه آميز هميشگي، به وضعيت فعلي خود و شماري از اعضايش كه ميزان اصلي قضاوت است اشاره اي نكرد.
مجمع در بيانيه خود موسوي خوئيني ها را به عنوان پيشقراول استكبارستيزي و رهبر فكري و معنوي فاتحان لانه جاسوسي توصيف كرده و در عين حال با متهم كردن نظام به مذاكره محرمانه با آمريكا به دور از چشم مردم مي نويسد: مجمع روحانيون مبارز فلسفه وجودي خود را پاسداري از خط امام و رمزگشايي از نيت هاي ناپاكي مي داند كه سوداي تحريف مباني جمهوري اسلامي و ناديده انگاري سيره و سنت امام راحل را دارند!!

در بيانيه مذكور همچنين آمده است: انتظار مؤمنان و مطالبه تمامي دلسوزان جامعه از محضر مراجع بزرگوار تقليد و علماي بزرگوار حوزه و مشعلداران آگاهي و آزادي اين است كه به صراحت و قاطعيت بيشتر در برابر اين حرمت شكني ها كه سرمايه هاي ديني و ملي را مورد تعرض و تاخت و تاز قرار داده اند، موضع بگيرند وگرنه خوف آن مي رود كه يك بار ديگر انقلاب اسلامي و زحمات طاقت فرساي علما، مبارزان، امام بزرگوار و ملت فداكار ايران به سرنوشت مشروطه گرفتار و عالمان آزادي خواهي همچون مدرس و شيخ فضل الله نوري يا بردار شوند و يا در كنج زندان و تبعيدگاه به شهادت برسند و تازه به دوران رسيده هاي مدعي، با رياكاري و عوام فريبي راه سلطه بيگانه و استقرار مجدد استبداد را فراهم كنند.»

ابراز نگراني مجمع روحانيون نسبت به تكرار فاجعه مشروطه صرفا به خاطر مورد پرسش قرار گرفتن اعضاي آن در حالي است كه اين طيف(لااقل برخي اعضاي آن) به ويژه طي دهه اخير در پروژه و زمين دشمن وارد بازي شده و مقدمات فريب مردم از سوي دشمن را فراهم كرده اند.
موسوي خوئيني چند سال پيش به هنگامي كه مانند برخي از اعضاي استحاله شده جريان چپ خيال مي كرد شعارهاي انقلاب و خط امام كمرنگ شده، تاكيد كرد كه در زمان حضرت امام نيز با ولايت مطلقه فقيه مخالف بوده اما آن زمان فرصت ابراز عقيده خود را پيدا نكرده است.
حضرت امام(ره) در سيره سياسي خويش با هوشياري و پيش بيني سر باز كردن نفاق تاكيد كرده بود كه "ميزان، حال فعلي افراد است. " امام خميني همچنين اعلام كردند كه كساني ممكن است با ظاهرسازي خود را به ايشان نزديك كرده باشند.
با غلبه طيف افراطي در مجمع و حاشيه نشيني اعضاي متعهد آن، اين جريان به تدريج تغيير هويت داد و در پوشش نام روحاني اين جريان، عناصر ساختارشكن سياسي پس از دوم خرداد فرصت پيدا كردند تا به هجمه آشكار عليه اسلام، انقلاب، قانون اساسي، ولايت و رهبري بپردازند به نحوي كه چهره هاي بدنام مدعي اصلاحات اعلام كردند خميني به موزه تاريخ خواهد رفت و ختم انقلاب را بايد اعلام كرد.
نهضت مشروطه هم كه مورد استناد بيانيه نويسان مجمع قرار گرفته، زماني به انحراف كشيده شد كه روشنفكرنمايان مرتبط با سفارت انگليس به واسطه برخي عناصر ساده يا آلوده فرصت پيدا كردند وارد عمق رهبري نهضت شوند و امثال شيخ فضل الله نوري را به سر دار بكشند. بيانيه نويسان مجمع اگر اندك مراجعه اي به مطبوعات زنجيره اي مدعي اصلاحات و سخنراني هاي كساني چون تاج زاده و... داشته باشند، خواهند فهميد كه چه كساني آشكار به تخريب و ترور شخصيت اين مجتهد شهيد والامقام مي پرداختند.
و نهايتا اينكه مجمع(مشخصاً كساني نظير خاتمي) در جريان القاي تقلب و آشوب هاي پس از انتخابات، در كنار جريان ساختارشكني قرار گرفتند كه قصد براندازي نظام اسلامي و ولايت فقيه(آرزوي برآورده نشده امثال شيخ فضل الله نوري) را داشتند. خاتمي اخيراً از سوي يك

موسسه دانماركي، نامزد دريافت جايزه مشترك با داريوش شايگان(از عناصر ضد دين و ضد انقلاب وابسته به فرح و اشرف پهلوي) شد.
جالب این که سیل دفاعیاتی که به تازگی از موسوی خوئینی ها به تازگی شکل گرفته معتقد است که نباید به ساحت روحانیت این چنین تاخت و افرادی نظیر کروبی و صانعی و خاتمی مدعیان آن هستند.

برای آشکار شدن دو رویی و دنیا پرستی افراد توجه شما را به این موراد جلب می کنم :

1- آقای یوسف صانعی که خود را مرجع تقلید می داند در توهین آشکار رئیس جمهور ملت را فردی ((حرام زاده )) خطاب کردکه با استنباط از این می توان دریافت که تمامی رای دهندگان به وی را انسان های ..... می پندارد.

همچنین وی در توهینی آشکار به ساحت مراجع مورد تایید حوزه علمیه قم (یعنی حضرات آیات اعظام مکارم شیرازی ،صافی گلپایگانی و نوری همدانی )) هتاکی ها و بی شرمی هایی را نمود که به دلیل قداست جایگاه مرجعیت از گفتن آن معذورم.

وی همچنین آیت الله امامی کاشانی را فردی ساده لوح خواند و در جایی دیگر در توهین به آیت الله جنتی گفت که باید از ظالم و ستمگر برائت کرد.چه زنده چه مرده. این را باید دهن به دهن بین مردم پخش کرد که جوری شود روزی که جنتی انشاء الله می‌میرد، سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی کنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید

و نیز شیخ اصلاحات در توهینی آشکار به آیت الله العظمی نوری همدانی وی را به خاطر دفاع از دولت و رهبری و عدم همسو شدن با او فردی وابسته به قدرت و دربار و طاغوتی خواند.

و به همین دلیل در سفر اخیر وی به قم به جز صانعی (مرجع تقلید وی ) و منتظری (فرد طرد شده توسط امام ) هیچ کدام از مراجع حاضر به پذیرش وی نشدند!!!!!

حال ما نمیدانیم که موسوی خوئینی ها که به عنوان یک فرد سیاسی است ارزش بالاتری دارد و یا مراجع تقلید !!!! که صدای وا اسلامای این آقایان بلند شده است .

فقط اینکه باید بگوییم (( خدایا لحظه ای ما را به حال خود رها نکن ))

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

(( اللهم اشغل الظالمین بالظالمین ))

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388;ساعت 12:10;  توسط عبد الزهرا;  | 

سرمقاله جام يزد:هفته گذشته سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در بخشي از سخنان تأمل برانگيزشان گفتند : آنچه موجب می‌شود اصلاح‌طلبان قوی‌تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی‌اعتقاد به انقلاب و راه امام(ره) و یا افرادی که از انقلاب پشیمان‌اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب‌اند، اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می‌دانند.



اولاً با اقداماتي كه آقای خاتمی و دوستانشان در انتخابات انجام دادند ديگر چيزي به نام جبهه اصلاحات باقي نگذاشتند كه حالا بخواهند قويتر از قبل در صحنه بمانند .جالب اينجاست كه اعترافات دوستانشان را هم انكار و با تاكتيك فرار به جلو ديگران را متهم به مسخ و تحريف انقلاب مي كنند.
ثانياً اهانتها و تخريبهايي كه در دوران 8 ساله اصلاحات عليه امام راحل انجام شد و انحراف از مسير اصلي انقلاب در آن دوران هنوز از اذهان ملت شريف ايران پاك نشده كه آقاي خاتمي اكنون دم از اعتقاد به امام و انقلاب ميزنند . فراموش نكرده‌ايم هنگاميكه اكبر گنجي در مصاحبه با نشريه آلماني «تاگس اشپيگل» با بي شرمي تمام گفت «افكار امام خميني (ره) بايد به موزه تاريخ سپرده شود»؟! هيچكدام از آقايان امروزي مدافع خط امام (ره) واكنشي از خود نشان ندادند. يا وقتي كاريكاتور موهن از امام (ره) در روزنامه حيات نو به چاپ رسيد همگي سكوت نمودند . عبدالكريم سروش در چه دوراني مدعي شد "حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را مي گيرد” . همين دوست جناب خاتمي ، آقاي حجاريان كه اكنون معترف به اشتباهات خود شده مي‌گفت " قدرت با دين در آميخته و نقد قدرت نيز از معبر نقد دين رسمي ميگذرد” يا يك عضو مركزي حزب مشاركت هدف از انقلاب اسلامي را تنها در تحقق “جمهوريت” منحصر نمود و ... كجاي اين اظهارات و نوشته ها با خط امام سازگار بود كه برخي سكوت نمودند و هيچ حرفي در دفاع از امام(ره) به زبان نياورند.
هنگاميكه در نشريات دوم خردادي شهادت امام حسين(ع) را نتيجه خشونت جدش رسول خدا(ص) در جنگ هاي بدر و احد تبليغ مي‌كردند يا مي نوشتند «قوانين اسلامي متعلق به 14قرن پيش بوده و جوابگوي مشكلات جوامع كنوني نيست»و يا «تفكر شيعه موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است»؟ آقاي خاتمي به عنوان يك روحاني از ذريه سادات چه دفاعي از اسلام و انديشه هاي حضرت امام (ره) نمودند .
راه دور نرويم ، در ايام تبليغات انتخاباتي همايشي با عنوان موج سوم توسط حاميان مشترک خاتمی و میرحسین موسوی برگزار شد كه يکی از بی سابقه ترین توهین ها به ساحت مقدس حضرت امام خمینی(ره) در حضور همين آقايان اتفاق افتاد .در این مراسم، کلیپی با عنوان "از گذشته تا امروز" به نمایش درآمد كه تصاوير چهره هاي برجسته سياسي و انقلابي از زمان مشروطه تا انقلاب اسلامي و برخي اصلاح طلبان پخش شد .هنگام پخش تصاویر مربوط به خبر اعلام ارتحال ملکوتی امام خمینی جوانان حاضر در سالن با شنیدن صدای گوینده خبر که گفت: "روح بلند پيشواي مسلمانان و رهبر آزادگان جهان ، حضرت امام خميني به ملكوت اعلا پيوست " یک صدا شروع به سوت و کف زدن کرده و به شادی و پایکوبی پرداختند كه آقايان مدعي حمايت از خط امام هيچ واكنشي از خود نشان ندادند.
و صدها توهين و انحراف ديگر كه قلم از نگارش آن شرمسار است و توسط همين مدعيان دروغين اصلاح طلبي مطرح شد كه عكس العملي را از مدافعان خط امام (ره) شاهد نبويم.
بد نيست آقاي خاتمي و دوستان سبز رنگشان مشخص كنند منظورشان از امام كدام امام بوده و از كدام انقلاب صحبت مي كنند؟ با خط كدام امام ارتباط گرفته اند و با انقلاب مخملي چه رابطه اي دارند؟ شايد اين همه تناقض در رفتار و گفتار باعث شود شائبه اينكه منظورشان امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي ايران نبوده و امام و انقلاب ديگري را در نظر داشته اند در اذهان متبادر گردد .

گذشته از آن آیا اسلام و امامی را که مدعی پیروی از انند به شکل یک سری دختران و پسران ....... می خواهند نشان دهند؟

به این  تصاویر کمی دقت کنید ، آن وقت همه چیز دستتان می آید.




آقاي خاتمي در جلسه مذكور صحبتهاي جالب ديگري هم افاضه فرموده‌اند كه نقد آن در اين مجال نمي گنجد ولي با يك سخن ايشان كاملاً موافقم كه گفته اند "به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند." اين دقيقاً همان كاري بود كه ايشان به همراه برخي دوستان و همفكرانشان قصد انجام آنرا در انتخابات داشتند كه با ياري خداوند و توجهات وليعصر(عج) و رهبري شايسته مقام معظم رهبري در اين پروژه شكست خورده و دشمنان نظام و انقلاب را هم مأيوس نمودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388;ساعت 10:43;  توسط عبد الزهرا;  | 

صانعی در دهه اول انقلاب:

«آیت‌الله صانعی: من به عنوان یك مسأله شرعی می‌گویم كه تخلف از فرمان آیت‌الله خامنه‌ای، گناه و معصیتی بزرگ و رد بر او... رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله ورود بر ولایت شیطان است.» (روزنامه جمهوری 22/3/68) وی در دوران تصدی دادستانی كل كشور (61 تا 64) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات می‌گوید:« تا نبض مسلمین در دست ولی فقیه نباشد، فشار و بدبختی ادامه خواهد داشت.» صانعی در دیدار با اعضای گشت‌های ثارالله در جواب این سؤال كه چه كنیم برخی افراد به گشت‌ها جواب نمی‌دهند، می‌گوید:«آنها نمی‌توانند بگویند، آزاد هستم. خیر. تو آزاد نیستی، تو از این آزادی‌ می‌خواهی آزادی را ببری... باید اینها از شما بترسند، ضدانقلاب آنقدر باید از شما بترسد كه عكس شما را ببیند فرار كند و اگر این جور شد مسلمان صددرصد هستید.» 


تا نبض مسلمین در دست ولی‌فقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختی‌ها وفشارها ادامه خواهد داشت.
دادستان کل کشور اضافه کرد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرت‌ها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفته‌های ایشان عمل نمائیم.
آیت الله صانعی تاکید کرد:کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.
آیت الله صانعی با اشاره به توطئه ابرقدرت‌ها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.
وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابی‌مان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود.

در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد
آیت الله صانعی گفت: اگر تمام تاریخ اسلام را ورق بزنیم بجز پنج سال حکومت حضرت علی (ع) یک مورد حد، تعزیر، دیه و قصاص اجرا نشده است قوانین کلی را امام صادق گفته‌اند و نیز امام حسن عسگری بیش از ۲۵ سال تحت نظر و زندانی بوده و در آخر به شهادت رسیده‌اند تا یک روز مسلمانان با کمک حکومت و به وسیله قوه قضائیه بتوانند قصاص اسلامی و حدود آن را در جامعه پیاده کنند که امروز در ایران به برکات رهنمودهای ائمه اطهار و تلاش آنها ما حکم اسلامی را پیاده می کنیم.
امروز قوه قضائیه منسوب به حکومت و لایت امر(عج) است و در سراسر کشور دادگاه‌ها و دادسراهای ایران بر طبق موازین اسلامی حدود اسلامی ، قصاص و تعزیرات را اجرا می‌کنند و قاضی موظف است بر طبق قانونی که اسلام دارد و مجلس تصویب کرده و مردم پذیرفته‌اند عمل کند.
دادستان کل کشور گفت: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد .در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد.دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه ؟ مگر مجلس نیست؟مگر کمیسیون اصل نود نیست ؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوان‌عالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشد.
آیت الله صانعی با اشاره به اینکه برخی در مورد دادگاه های انقلاب تحت تاثیر شایعات قرار می‌گیرند گفت: ضدانقلابیون که در زندان‌ها هستند، معمولا توبه پذیر نیستند.اینها چون مار زخم خورده‌ای هستند که به محض آزادی افعی می شود.

هنگامی که ولی‌امر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است
آیت‌الله صانعی: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامه‌ای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولی‌امر معمولا این کار را نمی‌کند.اما براساس اساسنامه‌ها ، آئین نامه‌ها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطه‌اش با مقام رهبری و ولی‌امر قطع بشود می‌شود نظام طاغوتی.
حاکمیت ولی‌امر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولی‌امر حکمی داد نه‌تنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است


دگردیسی و مخالفت با آموزه‌های حضرت امام(ره)

از نظر بسیاری از فقیهان و كارشناسان، مكتوبات و دیدگاه‌های آیت‌الله صانعی در باب فقه و افتاء، باب بسیاری از احتیاط‌ها را بسته است و وی پیرامون برخی قواعد مشهور میان قاطبه علما، دست به نوعی تابوشكنی و نوگرایی زده است.

1-‌ وی صاحب كتاب«مجمع‌المسائل» است كه در شیوه پاسخگویی از تساهل و تسامح میرزای قمی الگو گرفته و به‌زعم طرفدارانش، صانعی در باب فقه توصیه جواهر به شیخ انصاری را همواره مورد توجه قرار داده است كه: «از احتیاط‌های خود بكاه، زیرا دین اسلام، شریعت آسان است!»

 

2-‌«برابری دیه غیر مسلمان با دیه مسلمان» و «تساوی غیرمسلمان و مسلمان در قصاص» از دیدگاه‌های بحث برانگیز وی در مورد غیرمسلمانان است. صانعی در حوزه زنان نیز دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به حضرت امام(ره) و اكثر مراجع دارد:«عدم شرطیت مرد بودن در مرجعیت دینی، كلیه مناصب حكومتی و قضاوت» و «تساوی زن و مرد در قصاص نفس و دیه و اطراف آن» و... شاید به همین دلیل است كه برخی او را یك روحانی «طرفدار فمینیسم» و «روحانی اصلاح‌طلب» می‌دانند و بدین خاطر هم در پایگاه اینترنتی دفتر وی، بیشتر كفه اختصاصی آن در مورد حقوق زنان بر جنبه عمومی‌اش می‌چربد.

3-‌ در مورخه 22/7/86، آقای صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین در تضادی آشكار با نظر حضرت امام(ره) می‌گوید:«باید تلاش كنیم به همه بفهمانیم كه خدا كسی را در امور سیاسی قیم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خویش قرار داده است.» در حالی كه حضرت امام(ره) در نامه‌ای خطاب به نمایندگان مجلس دوم آنگونه كه در صحیفه امام جلد 19 صفحه 43 آمده است، بیان می‌دارد:«هرچند فقهای جامع‌الشرایط از طرف معصومین نیابت تمام در امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امر در غیبت كبری موكول به آنان است، اما این امر غیر ولایت كبری است كه مخصوص به معصوم باشد...»

4- شیخ صانعی در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد ملی مورخه 7/2/87 در تضادی دیگر با آموزه‌های امام راحل می‌گوید:«ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ! بلكه بر همان مبنایی ‌كه میرزای قمی فرموده كه حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (ع) دارد.» در حالی كه حضرت امام(ره) در این زمینه می‌فرمایند:«بدیهی است ضرورت اجرای احكام كه تشكیل حكومت رسول اكرم(ص) را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست و پس از رحلت رسول اكرم (ص) هم ادامه دارد. طبق آیه شریفه، احكام اسلام محدود به زمان و مكان نیست و تا ابد باقی و لازم‌الاجراست»(كتاب حكومت اسلامی- حضرت امام(ره)- صفحه 29)

 صانعی، انتخابات دهم، «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا»

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فرصت خوبی بود تا آیت‌الله صانعی در كنار كسانی چون حسینعلی منتظری، محسن كدیور و عبدالله نوری، كانون توجه جریانات اپوزیسیون و نیز عوامل سازمان سیا و MI6 انگلیس قرار بگیرد تا شاید تز انگلیسی«تفرقه بینداز و حكومت كن» توسط وی در جمهوری اسلامی موفق شود.

1-‌ در بهمن ماه 81 در پی رفع حصر از حسینعلی منتظری، اولین روحانی است كه همراه با آیت‌الله اردبیلی به ملاقات وی می‌رود.

2-‌ در مهرماه 85 در ملاقات با اعضای طیف غیرقانونی تحكیم وحدت (علامه) می‌گوید:«اگر دیدید می‌خواهند با مذهب شما را از بین ببرند، شما هم با استفاده از مذهب مقابله كنید چرا كه دفاع هم باید از جنس حمله باشد وقتی شما را به بی‌مذهبی متهم می‌كنند باید تا حدی به سمت مذهب بروید... به هر حال جنگ مذهب با مذهب است نه با بی‌مذهبی»

3-‌ در مورخه 13/6/86 در دیدار با شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب می‌گوید:«سازمان مجاهدین كه دارای سوابقی در قبل و بعد از انقلاب اسلامی می‌باشد، می‌بایست با صراحت و شفافیت به اعلام مواضع در زمینه مسائل مختلف بپردازد و از دیدگاه‌های منتقد و مخالف نسبت به عملكرد خود هراسی نداشته باشد» در حالی كه در تیرماه سال 81، متعاقب اظهارات موهن آغاجری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اطلاعیه‌ای با امضای مرحوم آیت‌الله مشكینی، بر نامشروع بودن سازمان مجاهدین تأكید شده است.

4-‌ ارتباط‌های مستمر صانعی با سازمان مجاهدین انقلاب و عناصر ملی- مذهبی و وابستگان به گروهك غیرقانونی نهضت آزادی تا حدی بوده است كه عواملی نظیر رادیو اسراییل كه روزگاری صانعی و خلخالی را قاتل جوانان وطن! می‌خواندند امروز در سایت وزارت خارجه رژیم اسراییل از وی حمایت می‌كنند و او را آیت‌الله‌العظمی می‌خوانند.

 صانعی پس از انتخابات

1-‌ پس از ملاقات میرحسین موسوی با علمای قم در 20 فروردین امسال، صانعی ضمن اینكه موسوی را حاصل عمر امام خمینی(ره)! نامید با حمایت از وی، خود را همراه میرحسین موسوی در عرصه انتخابات دانست.

2-‌ در اواخر اردیبهشت‌ماه در دیدار با اعضای ستاد میرحسین موسوی، با انتقاد از امر به معروف و نهی از منكر پلیسی و حمایت از دانشجویان ستاره‌دار گفت: «اگردر نظام دو متدین داشته باشیم، قطعاً یكی از آنها میرحسین موسوی است.»

3- سه روز پس از انتخابات در نامه 25/3/88 در پاسخ به نامه میرحسین موسوی نوشت: «یقین بدانید كه احقاق حقوق و احترام به رأی ملت و صیانت از انتخاب آگاهانه ملت... تنها از طریق آگاهاندن همه انسان‌ها و ادامه آن امكان‌پذیر است.»

4- در مورخ 12/4/88 ضمن انتشار بیانیه‌ای خطاب به ملت، با شروع این آیه كه «... ان نصرالله قریب» در تحریك ملت شریف ایران به ادامه اعتراضات نوشت:«این اعترافات حداقل به علت زندانی بودن متهمان و شرایط خاص آنها از نظر شرعی، قانونی و عقلانی هیچ گونه ارزشی نداشته و ندارد و ...»

5- در مورخ 4/5/88 در پاسخ به نامه خاتمی، كروبی و میرحسین موسوی با زیر سؤال بردن مقبولیت و مشروعیت دولت و در راستای شدت و حدت‌بخشی به تفرقه و منتسب كردن «ظلم‌ها و اذیت‌ها و اعتراف‌گیری‌ها و دروغ‌پردازی‌ها» به حكومت توصیه كرد كه به «نصایح خیرخواهانه هاشمی توجه كنند» دو روز بعد خبر شركت صانعی در مراسم چهلم شهدای حوادث اخیر بر آنتن خبرگزاری‌ها قرار گرفت.

6- در 14/5/88 در پی برگزاری دادگاه‌های پس از انتخابات، با انتشار بیانیه‌ای بحران‌های پیش آمده را به حكومت نسبت داد و با زیر سؤال بردن دادگاه، همگان را به استقامت فراخواند. در این بیانیه آمده است: «به ناگهان فرزندان انقلاب به گوشه‌های زندان افتادند – جوانان عزیز طعم تلخ باتوم و گاز اشك‌آور را تجربه كردند... این همه تنها به خاطر این بود كه مشروعیت انتخابات مورد پرسش واقع شده بود.»

7- در 21/5/88 در حسینیه شریف موسوی گركان در جمع گروهی از روحانیون با عصبانیت و چهره‌ای پر از رنج از اصلاح‌طلبان به عنوان «كسانی كه در رأس این نظام بودند» یاد كرد و پرسید «آیا نسبت دادن اتهام براندازی به این افراد باوركردنی است؟»

8- مورخه 29/5/88 در جلسه‌ای با اصلاح‌طلبان كه در دفتر وی برگزار شد، ضمن اعلام نمایشی بودن جمهوری اسلامی و تشویق مردم به استفاده از رسانه‌های غربی و ابراز خوشحالی از خلوت شدن مساجد و منع مردم از حضور در مساجد، با اهانت به برخی مراجع عظام گفت:‌ «روزی كه جنتی ان‌شاءالله بمیرد سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی كنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید» در این جلسه به رئیس جمهور نیز به طور ضمنی لقب «حرام‌زادگی» داد!

9- مورخ 1/7/88 در پاسخ به نامه میرحسین موسوی با خطاب كردن میرحسین به عنوان «دوست مكرم و متعهد و یار دیرینه امام امت»، می‌‌گوید:«امیدواریم طرح و برنامه متین شما همراه با آگاه‌سازی بیشتر جامعه... صورت گیرد.»

لازم به ذكر است در هفته های گذشته 300 نفر از فعالان ملی - مذهبی و عناصر گروهك غیرقانونی نهضت آزادی طی بیانیه‌ای او را مورد حمایت قرار دادند. از طرفی چند روز پیش نیز یكی از اعضای منتسب به دفتر وی در یكی از شهرهای شمالی در یك سخنرانی عمومی علیه دولت اتهاماتی را وارد كرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388;ساعت 10:31;  توسط عبد الزهرا;  | 



خجسته میلاد بنت موسی ابن جعفر (علیه السلام)


اخت الرضا (علیه السلام)


حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها )




را بر ساحت مقدس ولی غصر (ارواحنا فداه)

رهبر معظم انقلاب و تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388;ساعت 11:7;  توسط عبد الزهرا;  | 

سردار شوشتري جانشين فرمانده زميني سپاه و برخي ديگر از فرماندهان سپاه در شهر سرباز استان سيستان و بلوچستان به مقام شهادت نائل شدند.

فرماندهان نيروي زميني سپاه در محدوده پيشين شهرستان سربازر ترور شدند.
سردار شوشتري كه با هدف شركت در جلسه سران طوايف و ريش‌سفيدان راهي منطقه پيشين در محدوده منطقه سرباز شده بود، توسط افراد ناشناس مورد حمله قرار گرفته و ترور شد.

  صبح امروز در اقدامي تروريستي جمعي از فرماندهان سپاه استان سيستان و بلوچستان به فيض شهادت نائل آمدند.


در اين اقدام تروريستي سردار نورعلي شوشتري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و فرمانده قرارگاه قدس،‌ سردار محمدزاده فرمانده سپاه استان سيستان و بلوچستان، فرمانده سپاه ايرانشهر و فرمانده سپاه سرباز و فرمانده تيپ اميرالمومنين (ع) به شهادت رسيدند.
اين اقدام تروريستي زماني به وقوع پيوست كه اين گروه از فرماندهان در تدارك برگزاري همايش وحدت ميان عشاير شيعي و سني كشور بودند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388;ساعت 10:47;  توسط عبد الزهرا;  | 



حب الدنیا راس کل الخطیئة 


نمیدانم شما هم این چند روزه چنین مزخرافتی را شنیده بودید؟

1- رهبر عالی ایران به حالت کما رفت!!!!!!!!!!!!

2- (حضرت آیت الله العظمی) خامنه ای 5 روز است که علائم حیاتی ندارد!!!!!!!!!!!!!!!

3-به نقل از منابع نزدیک به خبرگان رایزنی برای جانشینی (حضرت حجة الاسلام و المسلمین) سید مجتبی خامنه ای در جایگاه پدرش آغاز شد چرا که پزشکان از بازگشت او به زندگی قطع امید کرده اند.

وقتی این اخبار میدیدم و میشنیدم ،  می ماندم با آن بخندم و یا زار زار گریه کنم؟

بخندم از آن جهت که معاندان و دشمنان چقدر درمانده و عاجزند و سعی دارند با دروغ پردازی ها و شایعه پراکنی هایشان نه مردم که خود را فریب دهند و با آن مجالی برای خلوت با نفس پلیدشان داشته باشند.


و یا بگریم از جفای امثال خود که فقط داعیه دار محبت و ولایت هستیم و در میدان عمل صدها پله پست تر از طلحه و زبیری که شمشیر بر روی امام خود کشیدند.

و در اولین امتحان آماده خنجر از پشت زدن به ولی فقیه خود هستیم ،و چنین فضایی را به وجود می آوریم تا این بی شرمان و از خدا بی خبران دین فروش به خود اجازه چنین هتاکی هایی را بدهند

آن هم به چه بهایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 قدرت ، ثروت ، شهوت و یا .......؟؟؟؟؟؟؟؟؟

افسوس


میدانم فقط لق لقه زبان است ولی حداقل برای دل خوشی خود میگویم


صد ها  چو من هم گردند فدایند تا خم می سلامت



با شد تا روزی بتوانیم در عمل اثبات کنیم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388;ساعت 10:44;  توسط عبد الزهرا;  |