سالروز شهادت اخرین یادگار کربلا بنیان گذار نهضت و مکتب تشیع میوه دل امام سجاد(علیه السلام)

پنجمین امام و هفتمین معصوم حضرت امام محمد بن علی الباقر(علیه السلام)
را محضر ساحت مطهر و مقدس ولی الله الاعظم حضرت صاحب الامر(عج)
مقام معظم رهبری و تمامی محبان و شیعیان ان امام همام تسلیت عرض میدارم.
سالروز شهادت اخرین یادگار کربلا بنیان گذار نهضت و مکتب تشیع میوه دل امام سجاد(علیه السلام)

پنجمین امام و هفتمین معصوم حضرت امام محمد بن علی الباقر(علیه السلام)
را محضر ساحت مطهر و مقدس ولی الله الاعظم حضرت صاحب الامر(عج)
مقام معظم رهبری و تمامی محبان و شیعیان ان امام همام تسلیت عرض میدارم.

خجسته سالروز پیوند مبارک و اسمانی امیرالمونین امام علی(علیه السلام)
و ام الائمه حضرت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)بر وجود نازنین امام عصر(عج)
مقام معظم رهبری و تمامی شیفتگان و محبین وشیعیان خاندان عصمت و طهارت گرامی باد
![]()
یکی از مهمترین دغدغه های آنان بحث رهبری و علی الخصوص شخص رهبر بود ، که آنان ایشان را سدی در برابر رسیدن به مطلوب خود می دیدند.
از آن جهت که مقام معظم رهبری فردی بودند که به عبارتی هم دوره و همسن سردمداران اصلاح طلب بودند و نیز دیگر مراجع و علمایی هم که باقی مانده بودند ، (غیر از مرحوم آیت الله العظمی بهجت (ره)که تقریبا از بقیه 10 سالی بزرگتر بودند) شرایطی مثل رهبر انقلاب داشته داشتند، حرکت اصلاح طلبان برای ادعاهای خود آغاز شد.
بعد از سخنرانی منتظری در سیزدهم رجب سال هفتاد و شش در اقدامی سوال بر انگیز حمایت های آشکار و علنی از او آغازشد ، با وجود اینکه منتظری فرد مطرود امام (ره) در امور سیاسی کشور بود ولی به علت جایگاه بالای علمی اش به عنوان وزنه و امتیازی برای مخالفان رهبری به حساب می آمد.
با شروع دفاعیات حامیان رهبری از ایشان از جمله آیات اعظام : فاضل لنکرانی ،مکارم ،تبریزی ، نوری همدانی مشکینی،جوادی آملی ،حسن زاده آملی ، مصباح یزدی و ... آقای هشمی نیز در خطبه های نماز جمعه تهران به شدنت از مقام معظم رهبری دفاع کرده و سخنان منتظری را مورد نقد قرار داد، که همین باعث شد اصلاح طلبان همان بلایی را سر او بیاورند که چندی پیش سر ناطق نوری آوردن و آن ترور شخصیتی او به بدترین وضع ممکن بود.
البته موافقین نظریات منتظری مثل آذری قمی و سروش نیز برای بازتاب سخنان او از هیچ کوششی دریغ نکردند ،در این بین مغز متفکر و یا به عبارتی مرد خاکستری اردوگاه اصلاح طلبان یعنی سید محمد موسوی خوئینی ها در سخنرانی جنجال بر انگیز اعلام داشت که از اول با بحث ولایت فقیه مشکل داشته است ولی به علت جذبه و ابهت امام جرات عرض اندام نداشته است.
بعد از واقعه 18 تیر 78 و نیز آتش افروزی های روزنامه خوئینی ها (سلام) و توقیف آن در تابستان 78 و نیز محکوم شدن خوئینی ها ،او حضور در پشت پرده را سر منشا خود قرار داد و دیگر به صورت علنی در هیچ میدانی وارد عمل نشد.
یا جواد الائمه ادرکنی

سالروز شهادت باب المراد نهمین خورشید فروزان کهکشان امامت وولایت
ابن الرضا(علیه السلام) حضرت امام محمد بن علی الجواد التقی (علیه السلام)
را بر ساحت مقدس قطب عالم امکان ولی عصر(ارواحنا له الفدا)
مقام عظمای ولایت(دامت افاضاته) و تمامی شیعیان و محبان ان
عده ای که نمی توانستند طرفند شکست خورده خود را (که همان علم کردن آقای منتظری بود) بپذیرند ، سعی در مطرح نمودن افراد دیگری نمودند ، که در راس آنان آقایان سید محمد موسوی خوئینی ها (دادستان کل کشور) و موسوی اردبیلی (رئیس دیوان عالی کشور) و صانعی (دادستان پیشین )بودند.
اما در سوی دیگر و در اذهان عمومی (داخلی و بین المللی ) نام سه نفر بیش از بقیه به چشم می خورد و تقریبا همگی معتقد بودند که بعد از امام یکی از این آقایان یعنی 1- حضرت آیت الله خامنه ای (مدظلله ) 2- حضرت حجت الاسلام سید احمد خمینی(ره) و یا 3- حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی زعامت امور را به دست خواهند گرفت.
گروه اول هم زمان با کنار گذاشته شدن منتظری ، با این برهان که ولی فقیه باید مرجع باشد بسیار سعی کردند که اذهان عمومی را به سه نفر مذکور (خوئینی ها ، موسوی اردبیلی و صانعی ) سوق دهند ، اما امام با جدا نمودن بحث مرجعیت از رهبری آخرین تیر ترکش آنان را نیز خنثی نمود.
با وجود این باز هم تلاش برای ایجاد پایگاه برای آنان در میان جامعه و خبرگان از بین نرفت.
بعد از فوت امام (ره) و بحث برای جانشینی ، طبق پیش بینی عموم نظر خبرگان نیز روی سه نفر دوم معطوف شد که در نهایت خبرگان به حول قوه الهی با انتخاب آیت الله العظمی خامنه ای به رهبری بهترین تصمیم را گرفتند.
بعد از رهبری ایشان ، چشم امید تمامی مخالفان به سوی مراجع قم (به خصوص آیات اعظام مرعشی نجفی ، گلپایگانی ، اراکی ، بهاءالدینی و ... که هر کدام حداقل 40 سال از آیت الله خامنه ای بزرگتر بودند) بود ، که آنها با مخالفت خود پایه های رهبری ایشان را سست کنند .
ولی این با هم خواست خدا مغایر با دنیا پرستی و دنیا دوستی آنان بود به طوری که علاوه بر اینکه تمامی مراجع یک به یک به رهبر معظم انقلاب تبریک گفته و برای او آرزوی موفقیت کردند ، موسوی اردبیلی و صانعی نیز تبریک گفته و به شدت از ایشان دفاع کردند .و این تخم نفاق و کینه ای را در دل آنان کاشت و به آتشی زیر خاکستر تبدیل شد.
به طوری که تا زمان حیات مراجع سکوت را اختیار کردند و پس از رحلت آیات اعظام مرعشی نجفی ، گلپایگانی ،اراکی و بهاءالدینی (که به علت جایگاه والایشان و حمایت بی دریغشان از مقام معظم رهبری کسی به خود جرات اهانت و یا ضربه زدن به رهبری را نمی داد) آنان اولین نیرنگ خود را با آماده ساختن منتظری برای جسارت به رهبری عملی ساختند و بالاخره بعد از سکوتی 8 ساله مخالفت خود را به طور عملی نشان دادند و این شد که آتش خود را روشن کردند.....
((پایان قسمت اول))
خجسته میلاد موفور السرور سلطان سریر ارتضا عالم ال محمد(ص) شمس الشموس
انیس النفوس امام الرئوف اباالحسن امام علی ابن موسی الرضاالمرتضی(علیه السلام)
بر ساحت مقدس قطب عالم امکان بقیه الله الاعظم امام زمان(عج) ،مقام معظم رهبری
وتمامی شیعیان و محبان آن امام همام مبارک باد

بسمه تعالی
ای رهبر آزاده ، آماده ایم آماده
بیایید تاریخ را با هم ورق بزنیم.......
1- زمان رحلت پیامبر مردم دنبال چه بودند ؟ دنبال دنیا پرستی و مال اندوزی
آن دو لعین ازل و ابد هم که رفته بودند برای ............
اما امیرالمومنین چه ؟؟؟؟
چه کسی می توانست غیر از حزن و اندوه از دست دادن (ظاهری ) رسول گرامی اسلام ، در وجود او چیز دیگری ببیند؟؟؟
بعد از سقیفه و بنیان نهادن فتنه و آغاز شرارت های هستی ، امام علی (علیه السلام) چه کرد ؟
مردم از که روی گردان شدند ؟ نمی گویم یار پیامبر ، نمی گویم اسد الله ، نمی گویم عین الله بلکه فقط میگویم از علی
اما آیا مقداد و سلمان و اباذر و عمار را میشد فریب داد ؟؟؟؟
نه چرا که آنها پیرو راستین پیامبر بودند و لحظه ای هم دین خود را به دنیا نمی فروختند!!!!
بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم ) هر کسی حاضر به پذیرش و پیروی از وصی و خلیفه بعد از او یعنی امام علی (علیه السلام) نشد.
2- زمان امام حسین (علیه السلام) را چه خوانده اید؟
با سفیر او مسلم چه کردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جز اینکه بعد از خالی نمودن پشتت ،پیکر مطهر و بی سرش به بازار قصابان فرستادند و بعد هم بر سر دروازه آویختند؟؟؟
از همان کارشان میشد دریافت چه برنامه ای با امام زمانشان دارند و دیدیم که چه کردند !!!!
وحتی به پیکر مطهر و بی سر اربابمان حسین ابن علی (علیه السلام) هم رحم نکردند......
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
امروز دوباره همان تاریخ در حال تکرار است و بعد از رحلت امام و این باربه مدد الهی عدم توانایی سقیفه ای ها در به قدرت رساندن ابوبکر و عمر ها ، ردای ولایت و رهبری بر قامت علی زمان، وجود پر برکت مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای قرار گرفت و توطئه در نطفه خفه شد.
سلمان ها و مقداد ها و عمارها و اباذر ها نظیر مرحوم آیات اعظام مرعشی نجفی و گلپایگانی و اراکی و بهاءالدینی و فاضل لنکرانی و بهجت ومشکینی و تبریری (رحمة الله علیهم اجمعین)) و یا آیات اعظام جوادی آملی و حسن زاده آملی و مصباح و صافی گلپایگانی و مکارم و....... با آنکه اکثرا از شخص رهبر معظم انقلاب بزرگتر بودند ، ولی به علت عدم تعلق خاطر به این دنیای مادی و نیز پیروی از دستورات خدا و اسلام وامامشان عاشقانه از مقام عظمای ولایت دفاع کرده و به او تبریک گفتند.وتا آخرین لحظه ی زتدگی شان همچون سربازی مطیع در کنار رهبری ماندند.
ولی این بار آن ابابکر و عمرها طرفندی دیگر را در پیش گرفتند و بعد از سکوتی نسبتا طولانی و بعد از رحلت حامیان رهبری در حالی که به زعم خودشان پشت رهبری را خالی میدند ، وارد میدان عمل شدند و سعی در ملتهب نمودن فضای جامعه کردند ، غافل از اینکه علی هیچ گاه متکی به یارانش نبود بلکه تکیه گاه اصلی او خدا بود ، بله خدا ،خدا و خدا....

امروزه همان مدعیان پیروی از خط امام و یا به عبارت بهتر (اصلاح طلبان) میگویند ما خواهان اسلام سبز و جامعه ای آرمانی هستیم تا اینکه مولا و صاحبمان امام زمان (عج) بیاید .
اما یکی نیست به اینها بگوید شما با سفیر امام زمان و جانشین امام خمینی چه کردید؟ آیا او را لحظه ای آسوده گذاشتید ؟؟
چرا برای او جوی را درست کردید که مانند جدش غریبش امیرالمومنین (ع) آرزوی شهادت و رفتن از بین شما را بکند؟
شما چگونه دم از عشق و پیروی حسین (علیه السلام میزنید، در حالی که مسلم او را در کوفه تنها گذاشته اید!!!
نه آقایان این راهش نیست ، کمی به خودتان بیایید .......
آیا شیعه بودن جز پیروی از دستورات علی است؟؟؟؟؟؟
حال که امام عصر در ورای پرده هستند شایسته نیست مطیع امر نایب و جانشینش باشیم ؟؟؟
شما با سفیر و نایب امامتان چه کردید؟! که حالا مدعی هستید اگر امام زمان (عج ) بیاید دنباله روی او خواهیم بود!!!!!!
مطمئن باشید راهی را که زمان ظهور ولی عصر (ارواحنا فداه) در پیش خواهید گرفت بهتر از سقیفه ای ها و کوفی ها نیست ،
چرا که
حب الدنیا راس کل الخطیئة
درست است که ما در حد عمار ها و اباذر ها و مقداد ها و سلمان ها نیستیم اما در حد خودمان میگوییم که
ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
اهمیت خطر آنها به گونه ای بود که خداوند متعال طی آیات مختلفی به پیامبر اکرم(ص) این خطر را یادآور می شود.آيات متعددي از آخرين سورهای نازل شده به تحليل وضعيت منافقين و نشانه های آنها اختصاص دارد که سوره بقره، نساء، احزاب، توبه و ... از آن جملهاند.
اخیرا که بحث دعای کمیل و سوءاستفاده جریان نفاق جدید از این مراسم مطرح است، بازخوانی شناخت نفاق خالی از فایده نیست.

منافق کیست؟
منافق در ابتداي سوره بقره به عنوان كسي كه به زبان چيزي را ميگويد كه در دل اعتقادی به آن ندارد، معرفي شده است. منافق در عرف به انسان "دو چهره" و "دو رو" يا به انساني كه زبانش با دلش يكسو نباشد گفته شده است. اما كمتر توجه شده كه ريشه اصطلاح منافق چه بوده كه به انسان دو رو منافق گفته شده است؟
معادل عربي اصطلاح "دو رو" «ذو وجهين» است، ولي به منافق ذو وجهين گفته نشده و قرآن از كلمه منافق استفاده كرده است؛ لذا ريشه اين اصطلاح را در جاي ديگر بايد جستجو نمود.
"نفق" به معني شكاف است. نفقه و انفاق عاملي است كه شكافهاي اقتصادي موجود در جامعه را پر كند به همين جهت به آن انفاق می گویند. يعني كسي كه در راه خدا انفاق ميكند، ميخواهد آن فاصلههاي طبقاتي و شكافهايي كه به وجود آمده و به سبب آن عده ای فقير شده اند را از بين ببرد و برابري اقتصادي – اجتماعي برقرار نمايد.(عینی زاده، محمد"شاخصه خط نفاق در قرآن"صبح صادق،ش410)
اصطلاح "منافق" به عكس بيشتر در مسايل سياسي و اجتماعي مطرح است و كسي است كه در جامعه شكاف ايجاد ميكند؛ بنابراين منافق به صرف "دو رو" بودنش متصف به ويژگي "نفاق" نميشود، منافق زماني منافق ميشود كه در صدد ايجاد شكاف و تزلزل در جامعه باشد و بخواهد آن انسجامي كه در جامعه وجود دارد را برهم بزند. بنابراين اصطلاح منافق يك اصطلاح كاملاً سياسي و اجتماعي است نه يك اصطلاح شخصي و عبادي.
رمز موفقيت فرد منافق در جامعه اسلامي بي شک دو رويي و تزوير است؛ چرا که در جامعه اسلامي، مسلمانان نمی پذیرند که کسي آموزه هاي اسلامي و شعائر ديني را با صراحت زير سوال ببرد. در اين صورت چنين فردي پايگاه اجتماعي خود را از دست داده و مطرود خواهد شد؛ بنابراین جهت باز کردن جای پا نقاب اسلام بر چهره زده و ادعاها و شعارهاي اسلامي سر مي دهد و از اصلاح اجتماعی سخن ميگويد در حالي که حقیقتاً اعتقادي بدان ندارد.
حضرت آيت الله العظمی خامنهاي در اينباره ميفرمايد: «منافق؛ يعني كسي كه ادعاي چيزي را ميكند، وعدهي چيزي را ميدهد، پرچم چيزي را بلند ميكند؛ اما در رفتار خود، در عمل خود و در راه خود، ملتزم و پايبند به آن چيز نيست. يك چيز ديگر، يك راه ديگر و يك عمل ديگر بر رفتار و گفتار او حاكم است؛ اين ميشود منافق»(30/6/81)
خط نفاق مقابل خط ولایت
خط نفاق اساساً خطي است كه در مقابل جريان رهبري اسلام ايستاده است. این مساله در صدر اسلام مصداق خود را پیدا کرد و قرآن کریم در آیات متعددی افرادی از مسلمانان که در مقابل پيامبر(ص) ایستادگی می کردند را با عنوان منافق یاد نمود. اهمیت این مساله تا جایی بود که خداوند متعال سوره «منافقون» را جهت شناسایی این جریان بر پیامبر اکرم (ص) نازل فرمود. بر اساس آیات قرآن منافقین کافر بوده و کفر آنها تا جایی است که خداوند در آیه 6 سوره منافقون خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:« ای رسول تو از خدا بر آنان آمرزش بخواهی یا نخواهی یکسان است خدا هرگز آنها را نمی بخشد همانا قوم نابکار فاسق را خدا هیچوقت هدایت نخواهد کرد.»
در سوره نساء آيه 115 نیز مطالبی ذکر شده است که گناه ایجاد اختلاف در جامعه اسلامی که منافقین آن را دنبال می کنند، ذکر می کند. طبق آیه «و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدي» بعد از آن كه رسول يعني رهبري جهان اسلام آمد و مسائل را روشن كرد، اگر كسي با رسول يعني با رهبري جامعه اسلامی مخالفت كند، «و يتبع غير سبيل المومنين» و در برابر راهي كه سبيل مؤمنين است،يعني آن راهي را كه رسول و رهبري نشان داده، بايستد، «نوله ما تولي» چنين كسي خط ولايت خود را تغيير داده و ولياي غير ولياي كه خدا تعيين كرده برگزيده است. قرآن کریم در ادامه ميفرمايد: چنين كسي كه «يشاقق الرسول» در برابر رسول بايستد ما او را به همان ولياي كه خودش برگزيده واگذارش ميكنيم! يعني كسي كه در برابر رسول ايستاد، او خطش را از رسول جدا كرده و حالا كه جدا كرده ولي ديگري برگزيده است!
مسجد ضرار؛ پایگاه جریان نفاق
ايستادگي خط نفاق در برابر رهبري و تلاش براي ايجاد انشقاق در جامعه اسلامي در صدر اسلام وارد مرحله عملیاتی خود شد ومنافقین جهت طراحی وایجاد خط وجبهه ای جدید در برابر جبهه مسلمانان اقدام به تاسیس مسجدی کردند تا بتوانند فعالیت های تخریبی خود علیه حکومت اسلامی پیامبر را سازماندهی کنند. این فتنه که در قالب یک اقدام دینی دنبال شد با قاطعیت از سوی پیامبر اعظم سرکوب گردید. حضرت رسول این مسجد را "مسجد ضرار" نامیده وآن را تخریب کردند.
حضرت آيت الله العظمی خامنهاي در نقل ماجراي مسجد ضرار مي فرمايند: «در قضيهي مسجد ضرار، اينها رفتند مركزي درست كردند؛ با خارج از نظام اسلامي - يعني با كسي كه در منطقهي روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار كردند و مقدّمهسازي كردند تا از روم عليه پيغمبر لشكر بكشند. در اينجا پيغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدي را كه ساخته بودند، ويران كرد و سوزاند. فرمود اين مسجد، مسجد نيست؛ اينجا محلّ توطئه عليه مسجد و عليه نام خدا و عليه مردم است.»(28/2/80)
مسجد ضرار نماد سوء استفاد از شعائر اسلامي
طبق تاریخ اسلام و بر اساس آیات قرآنی مسجد ضرار را نماد سوء استفاده خط نفاق از شعائر اسلامي باید دانست. پنهان شدن در پس نمادهاي مذهبي و آراستن چهره حقيقي به آداب و شعائر اسلامي مهمترين ترفند تبليغاتي است که همواره خط نفاق از آن براي فريب افکار عمومي بهره جسته است.
در حوادث اتفاق افتاده به بهانه برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، رفتارها و برنامه هایی از سوی جریان اصلاح طلب و سربازان آشوب طلب آنها به نمایش گذاشته شد که به روشنی در چارچوب نفاق، ایجاد شکاف در جامعه اسلامی و به وجود آوردن خط وجبهه ای جدید در مقابل جبهه انقلاب اسلامی و ولایت فقیه دانست. در این اقدام بهرهبرداري از نمادها و شعائر اسلامي به يکي از مهمترين ابزار به کار گرفته شده توسط اتاق فکر اين جريان تبدیل شد. جريان نفاق و دشمنان انقلاب اسلامي تلاش نمودند تا با ايجاد جرياني بدلي از نهضت اسلامي، سناريوي براندازي خود را به شعائر اسلامي مزين نمايند و حتي "فتنه سبز" را حرکتي مبتني بر الگوي نهضت حضرت امام جلوه دهند.
رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيانات مهمشان در مراسم تنفيذ از اين سناريوي پيچيده چنين پرده بر ميدارند: «دشمنان ما هم از اين انتخابات به نظر من يك تجربهاي اندوختهاند، و اگر نيندوختند، بايد بيندوزند. ... خيال نكنند با يك تقليد مغلوط از حضور عظيم مردمي در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، ميتوانند به عظمت انقلاب و نظام اسلامي ضربه بزنند. اين تجربه براي دشمن بايد پيش آمده باشد. اشتباه نكنند؛ نظام اسلامي با اين حرفها شكست نخواهد خورد... اين ملت، ملت با ايماني است؛ ملت هوشياري است؛ ملت بااستعدادي است. با مسجد ضرار نميشود اين ملت را شكست داد. ما در تاريخ خودمان نمونههائي را از اين داريم: «و الّذين اتّخذوا مسجدا ضرارا و كفرا و تفريقا بين المؤمنين و ارصادا لمن حارب اللَّه و رسوله».(توبه: 107) با تقليد از رهبر عزيز و عظيمالشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همهي وجود غرق در قرآن بود، نميشود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است؛ اين مردم آگاهند؛ جوانهاي ما آگاهند. اين تجربهاي است براي دشمن.»(12/5/88)
در بررسي اجمالي اين حوادث موارد زير را ميتوان نمونهاي از موارد سوء استفاده اين جريان از شعائر اسلامي - انقلابي دانست:
1-استفاده از رنگ سبز به عنوان نماد و رنگ اهل بيت(ع)؛
2-ادعاي اخلاقگرايي و پايبندي به اصول اخلاقي؛
3-ادعاي خط امام و تبعيت و پيروي از آرمانها و انديشههاي حضرت امام(ره)؛
4-معرفي کانديداي مورد نظر به عنوان نخست وزير دوران دفاع مقدس، نخست وزير امام(ره) و ...؛
5-سردادن شبانه شعار الله اکبر؛
6-حضور در نمازجمعه و اقامت نماز به امامت شخصيتي همسو با اين جريان سياسي؛
7-برگزاري دعاي کميل و ديگر مراسم مذهبي؛
8-تلاش براي همراه نمودن خانوادههاي معظم شهداء؛
9-تلاش براي نزديک شدن به مراجع عظام تقليد و همراه نمودن ايشان؛
10-شهيد خواندن کشتگان اخير اغتشاشات و برگزاري مراسم سوگواري براي آنها
11- سردادن شعارهاي دوران انقلاب اسلامي.
اين همه در حالي است که مهمترين نماد پايبندي به اسلام و تعلق خاطر به حاکميت اسلامي که حمايت و تبعيت از فرامين و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي است به هيچ وجه در رفتار و گفتار سياسي سران اين جريان در چندين ماه قبل و بعد از برگزاري انتخابات مشاهده نشده است. موسوي حتي در يک مورد نيز حاضر نشد نسبت به جايگاه ولايت فقيه و رهبري معظم انقلاب اسلامي و تاثير آن بر اداره کشور سخني بر زبان آورد. و اين درست همان ترفندي است که درباره خط نفاق گفته شد، چرا که خط نفاق تلاش دارد تا با ايستادگي در برابر رهبري، در جامعه اسلامي اختلاف و شکاف ايجاد نمايد و براي موفقيت در اين امر از نمادهاي اسلامي بهره ميگيرد.
اقدامات متعدد ديگري از سران اين فتنه سبز در اين ايام مشاهده شده است که حرکت در مسيرنفاقگونه را بیشتر تداعي ميکند. نفي حاکميت قانون و حرکت در مسير بيقانوني، بياعتبار سازي تمامي نهادهاي قانوني برگزار کننده انتخابات، بزرگنمايي و علم نمودن چهرههاي مطرود انقلاب همچون منتظري براي زير سوال بردن نظام، نمونهاي از اقدامات است. و جالب است که شاهد نوعي يکپارچگي و هم قسم شدن سران پشت صحنه اين حوادث براي انجام این عملیات هستیم.
هر چه زمان ميگذرد چهره واقعي خط نفاق که مدتهاست در درون نظام سياسي کشور رخنه کرده اند آشکار ميگردد. حکيم بزرگ انقلاب اسلامي سالها پيش بعد از ماجراي حضور برخي از تئوريسين هاي "فتنه سبز" امروز در کنفرانس ننگين برلين و در اوج فعاليتهاي فتنه انگيز قلم بدستان مزدور اين جريان در مطبوعات زنجيرهاي، در ديدار با جوانان غيور ايران زمين در مصلاي بزرگ تهران، نسبت به خطر فعاليت منافقين در درون ساختار سياسي کشور چنين هشدار داده بود:
«عزيزان من! اگر ما در داخل متحد و منسجم باشيم، اگر مردم با دولت و مسؤولانشان صميمي باشند و ارتباط داشته باشند، دشمن خارجي هيچ تأثير سوئي نميتواند بگذارد و هيچ اقدامي نميتواند بكند؛ اما متأسفانه در داخل، ايادي دشمن هستند. امروز در اين كشور «عبداللهبنابي»هاي منافق هستند؛ كساني كه حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند! در زمان پيامبر، يكي از منافقان بسيار فعال، «عبداللهبنابي» بود كه با يهوديها و كفار قريش و جاسوسهاي امپراتوري روم ميساخت و از هر وسيلهاي استفاده ميكرد، براي اينكه شايد بتواند حكومت پيامبر را از بين ببرد؛ چرا؟ چون قبل از آنكه پيامبر به مدينه بيايد، او تصور ميكرد كه در آينده، رئيس و حاكم و پادشاه مدينه خواهد شد! پيامبر در واقع مقام او را از او سلب كرده بود. امروز در اين كشور «عبداللهبنابي»هايي هستند؛ كساني كه خيال ميكردند اگر انقلابي در اين كشور رخ دهد، حكومت وقف آنها و متعلق به آنهاست. كساني كه نه فقاهت را قبول داشتند، نه امام را قبول داشتند، نه مردم را قبول داشتند، نه احساسات ديني را قبول داشتند. پيامبر با «عبداللهبنابي» خوشرفتاري كرد و او را مجازات ننمود. نظام اسلامي هم با اينها خوشرفتاري كرد و به مجازاتشان نپرداخت. اينها امروز به برخي از پديدههايي كه دست دشمن در آنهاست، مينگرند؛ خيال ميكنند فرصتي پيدا كردهاند كه به نظام اسلامي ضربه بزنند. فعاليتهاي منافقانهي خودشان را ميكنند، به اين اميد كه بين مسؤولان اختلاف باشد؛ به اين اميد كه بين مردم اختلاف باشد؛ به اين اميد كه جوانان رابطهشان را با نظام اسلامي قطع كنند؛ به اين اميد كه جوانان با دين قهر كنند!
عزيزان من! هدف اصلي دشمنان - چه دشمنان خارجي، چه دشمنان دورو و منافق داخلي - عبارت است از نفي حكومت ديني و حكومت اسلام. اصل قضيه براي اينها اين است و به كمتر از اين هم راضي نيستند. اينها ميدانند تا وقتي كه قدرت در دست دين و احكام ديني است، تا وقتيكه مقررات مجلس شوراي اسلامي بايد طبق دين باشد، تا وقتي اين قانون اساسي هست - كه اين قانون اساسي منطبق بر دين است - در اين كشور نميتوانند كاري بكنند. تا وقتي مسؤولان كشور به مباني دين و اسلام و فقاهت پايبندند، اينها كاري نميتوانند بكنند. ميخواهند اين پايبندي را از بين ببرند؛ هدف اين است. ميخواهند همان تجربهاي را كه در صدر اسلام بهوجود آمد، دوباره تكرار كنند.»(1/2/79)
متاسفانه امروز شاهد آن بوديم که "عبداللهبنابيهاي منافق" همانهايي که به تعبير رهبري انقلاب "حتي يك روز حكومت امام و حكومت نظام اسلامي را از بن دندان قبول نكردند" ستادهاي انتخاباتي جبهه دوم خرداد را جولانگاه خود قرار داده بودند، و به عنوان سربازان کودتاي مخملين نقش آفريني کردند و اکنون نیز از ابزار دینی جلسات مذهبی هم چون مراسم دعای کمیل (!) برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند.
امروز بر همه مومنين و معتقدين نظام اسلامي است که با افزايش بصيرت خط خود را از اين منافقين ديروز و امروز جدا ساخته و با توجه به رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي، اين فتنه ايجاد شده توسط جريان تفرقه افکن را بطور کامل ناکام بگذارند.
((رجا نیوز))
به دنبال اعتراض هاي رسانه اي نسبت به نقش پنهان موسوي خوئيني (عضو مركزيت مجمع) در برخي تحركات ساختارشكنانه و از جمله تشنجات پس از انتخابات، مجمع روحانيون با صدور بيانيه اي به دفاع از نامبرده و انتشار سوابق وي پرداخت.مجمع به شيوه مغالطه آميز هميشگي، به وضعيت فعلي خود و شماري از اعضايش كه ميزان اصلي قضاوت است اشاره اي نكرد.
مجمع در بيانيه خود موسوي خوئيني ها را به عنوان پيشقراول استكبارستيزي و رهبر فكري و معنوي فاتحان لانه جاسوسي توصيف كرده و در عين حال با متهم كردن نظام به مذاكره محرمانه با آمريكا به دور از چشم مردم مي نويسد: مجمع روحانيون مبارز فلسفه وجودي خود را پاسداري از خط امام و رمزگشايي از نيت هاي ناپاكي مي داند كه سوداي تحريف مباني جمهوري اسلامي و ناديده انگاري سيره و سنت امام راحل را دارند!!
در بيانيه مذكور همچنين آمده است: انتظار مؤمنان و مطالبه تمامي دلسوزان جامعه از محضر مراجع بزرگوار تقليد و علماي بزرگوار حوزه و مشعلداران آگاهي و آزادي اين است كه به صراحت و قاطعيت بيشتر در برابر اين حرمت شكني ها كه سرمايه هاي ديني و ملي را مورد تعرض و تاخت و تاز قرار داده اند، موضع بگيرند وگرنه خوف آن مي رود كه يك بار ديگر انقلاب اسلامي و زحمات طاقت فرساي علما، مبارزان، امام بزرگوار و ملت فداكار ايران به سرنوشت مشروطه گرفتار و عالمان آزادي خواهي همچون مدرس و شيخ فضل الله نوري يا بردار شوند و يا در كنج زندان و تبعيدگاه به شهادت برسند و تازه به دوران رسيده هاي مدعي، با رياكاري و عوام فريبي راه سلطه بيگانه و استقرار مجدد استبداد را فراهم كنند.»
ابراز نگراني مجمع روحانيون نسبت به تكرار فاجعه مشروطه صرفا به خاطر مورد پرسش قرار گرفتن اعضاي آن در حالي است كه اين طيف(لااقل برخي اعضاي آن) به ويژه طي دهه اخير در پروژه و زمين دشمن وارد بازي شده و مقدمات فريب مردم از سوي دشمن را فراهم كرده اند.
موسوي خوئيني چند سال پيش به هنگامي كه مانند برخي از اعضاي استحاله شده جريان چپ خيال مي كرد شعارهاي انقلاب و خط امام كمرنگ شده، تاكيد كرد كه در زمان حضرت امام نيز با ولايت مطلقه فقيه مخالف بوده اما آن زمان فرصت ابراز عقيده خود را پيدا نكرده است.
حضرت امام(ره) در سيره سياسي خويش با هوشياري و پيش بيني سر باز كردن نفاق تاكيد كرده بود كه "ميزان، حال فعلي افراد است. " امام خميني همچنين اعلام كردند كه كساني ممكن است با ظاهرسازي خود را به ايشان نزديك كرده باشند.
با غلبه طيف افراطي در مجمع و حاشيه نشيني اعضاي متعهد آن، اين جريان به تدريج تغيير هويت داد و در پوشش نام روحاني اين جريان، عناصر ساختارشكن سياسي پس از دوم خرداد فرصت پيدا كردند تا به هجمه آشكار عليه اسلام، انقلاب، قانون اساسي، ولايت و رهبري بپردازند به نحوي كه چهره هاي بدنام مدعي اصلاحات اعلام كردند خميني به موزه تاريخ خواهد رفت و ختم انقلاب را بايد اعلام كرد.
نهضت مشروطه هم كه مورد استناد بيانيه نويسان مجمع قرار گرفته، زماني به انحراف كشيده شد كه روشنفكرنمايان مرتبط با سفارت انگليس به واسطه برخي عناصر ساده يا آلوده فرصت پيدا كردند وارد عمق رهبري نهضت شوند و امثال شيخ فضل الله نوري را به سر دار بكشند. بيانيه نويسان مجمع اگر اندك مراجعه اي به مطبوعات زنجيره اي مدعي اصلاحات و سخنراني هاي كساني چون تاج زاده و... داشته باشند، خواهند فهميد كه چه كساني آشكار به تخريب و ترور شخصيت اين مجتهد شهيد والامقام مي پرداختند.
و نهايتا اينكه مجمع(مشخصاً كساني نظير خاتمي) در جريان القاي تقلب و آشوب هاي پس از انتخابات، در كنار جريان ساختارشكني قرار گرفتند كه قصد براندازي نظام اسلامي و ولايت فقيه(آرزوي برآورده نشده امثال شيخ فضل الله نوري) را داشتند. خاتمي اخيراً از سوي يك
موسسه دانماركي، نامزد دريافت جايزه مشترك با داريوش شايگان(از عناصر ضد دين و ضد انقلاب وابسته به فرح و اشرف پهلوي) شد.
جالب این که سیل دفاعیاتی که به تازگی از موسوی خوئینی ها به تازگی شکل گرفته معتقد است که نباید به ساحت روحانیت این چنین تاخت و افرادی نظیر کروبی و صانعی و خاتمی مدعیان آن هستند.
برای آشکار شدن دو رویی و دنیا پرستی افراد توجه شما را به این موراد جلب می کنم :
1- آقای یوسف صانعی که خود را مرجع تقلید می داند در توهین آشکار رئیس جمهور ملت را فردی ((حرام زاده )) خطاب کردکه با استنباط از این می توان دریافت که تمامی رای دهندگان به وی را انسان های ..... می پندارد.
همچنین وی در توهینی آشکار به ساحت مراجع مورد تایید حوزه علمیه قم (یعنی حضرات آیات اعظام مکارم شیرازی ،صافی گلپایگانی و نوری همدانی )) هتاکی ها و بی شرمی هایی را نمود که به دلیل قداست جایگاه مرجعیت از گفتن آن معذورم.
وی همچنین آیت الله امامی کاشانی را فردی ساده لوح خواند و در جایی دیگر در توهین به آیت الله جنتی گفت که باید از ظالم و ستمگر برائت کرد.چه زنده چه مرده. این را باید دهن به دهن بین مردم پخش کرد که جوری شود روزی که جنتی انشاء الله میمیرد، سراسر ایران چراغانی شود و مردم شادی کنند و این خیلی اثر دارد و دیگران حساب دستشان بیاید
و نیز شیخ اصلاحات در توهینی آشکار به آیت الله العظمی نوری همدانی وی را به خاطر دفاع از دولت و رهبری و عدم همسو شدن با او فردی وابسته به قدرت و دربار و طاغوتی خواند.
و به همین دلیل در سفر اخیر وی به قم به جز صانعی (مرجع تقلید وی ) و منتظری (فرد طرد شده توسط امام ) هیچ کدام از مراجع حاضر به پذیرش وی نشدند!!!!!
حال ما نمیدانیم که موسوی خوئینی ها که به عنوان یک فرد سیاسی است ارزش بالاتری دارد و یا مراجع تقلید !!!! که صدای وا اسلامای این آقایان بلند شده است .
فقط اینکه باید بگوییم (( خدایا لحظه ای ما را به حال خود رها نکن ))
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
(( اللهم اشغل الظالمین بالظالمین ))


